عاشقانه ها
دوراهی..·˙·ღ٠
الان که اين را بــرايــت مـي نـويســم،

سـاعـت دقيــقاً رأسِ نبــودن تـوســت 

تــو هر موقــع دلــت خـواسـت بـخـوان ...



نه نفرتی بود نه کینه ای فقط یه دو راهی بود...


دو تا آدم، دو تا راه، دو تا انتخاب همین ...

 
می‌تونستیم دیرتر به دو راهی برسیم 


ولی شتاب کردیم و بجای قدم زدن دویدیم ...


به ناچار باید انتخاب می‌کردیم...من راهم رو و تو راهت رو...


من راهی داشتم و تو راهی و مجبور بودیم به انتخاب ...


دیر یا زود به این جا می‌رسیدیم...


ولیکاش دیرتر... کاش کمی دیرتر...


نه نفرتی بود نه کینه‌ای ... یه دو راهی بود و دو تا انتخاب





nili...



 
 

| جمعه 26 مهر 1392 | 13:26 | nilo1991

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید